|
جدیدترین مطالب خواندنی جدیدترین ها را در اینجا بیابید درباره وبلاگ الکترو اسموک ، بند انداز برقی ،فیلتر ، لیزر ، بافت مو ،دستگاه ترک سیگار اورجینال ،ارزانترین فروشگاه آخرین مطالب چهارشنبه نهم فروردین 1391 :: 13:37 :: نويسنده : <-PostAuthor-
>
با سلام به همه دوستان فروشگاه اینترنتی محصولات تله شاپینگ ما ، به عنوان ارزانترین فروشگاه اینترنتی در خدمت شما عزیزان میباشد خرید پستی کالاهای اصلی با قیمت های مناسب از فروشگاه اینترنتی ایران تی وی شاپ جهت ورود به فروشگاه کلیک نمایید پنجشنبه نوزدهم بهمن 1391 :: 20:32 :: نويسنده : <-PostAuthor-
>
فروردين عطارد در برج مردي با دلو است. بهترين زمان براي فعاليت هاي گروهي است. اگر مجرد هستيد افراد زيادي جذب شما مي شوند.
ارديبهشت یکی از رابطه هایتان محکم تر می شود و در مسائل کاری یا خلاق گاهی مسیرتان را گم می کنید.اگر تصمیمی گرفته اید که کاری را انجام دهید و در ابتدا کسالت آور بود تعجب نکنید . به خاطر دارید که پذیرفته اید که شما کارها را درست انجام می دهید . بنابراین در پایان روز می بینید که نگرانی ها از بین می روند و همه چیز خوب می شود.
خرداد بهتر است براي كمك به ديگران تقاضا كنيد، يا ديگران را بخندانيد و ديگران از اين خصوصيت شما لذت مي برند.
تير قسمت مسائل و مالی چارت شما را برج مردی با دلو کنترل می کند،بنابراین امروز،روز استراحت است،ذهن تان بی وقفه کار می کند.همسرتان ایده های جالب و کارآمدی دارد.
مرداد صداي چكاوك شمشير بين مركوري و مارس موجب پديد آمدن طغيان و شعله ور شدن آتش خشم و درگيري در اين روز است. بهتر است از گفتن كلمات بيهوده بپرهيزيد. چنان چه در اين روز با افراد قدرت مندي معامله مي كنيد احتياط لازم را به عمل آوريد زيرا ممكن است به راحتي نسبت به شما برانگيخته شوند. اگر مشغول كاري هستيد احساس بيهودگي خواهيد كرد. مانند گربه اي كه تلاش در گرفتن دم خود دارد.
شهريور امروز سعی کنید در کارها بیش از حد عجله نکنید زیرا حتماً اشتباه می کنید.اگر هم چندین کار را با هم انجام می دهید و وقتی ندارید و در دقایق آخر کار هستید،و مرتباً ساعت رانگاه می کنید باز هم مراقب باشید.شاید کمی دست و پاچلفتی شوید بنابراین وقتی چیز داغ و یا نوک تیزی را بلند می کنید،مراقب باشید.
مهر امروز ونوس تغییر مکان داده و وارد علامت آتشین قوچ می شود.این خبر بسیار خوبی برای روابط شماست و بدین معنی است که شما احساس می کنید هر جایی که می روید راحت تر از گذشته می توانید شیرینی و انرژی خود را بروز دهید.هم چنین شما از هر گونه کار تیمی لذت خواهید برد و اگر قصد نامزدی یا ازدواج دارید زمانی مبارک تر و شادتر از این زمان نخواهید یافت.
آبان ونوس وارد قسمت کارهای روزمره،سلامتی و رابطه با همکاران چارت شما می شود.بنابراین در چهار هفته آینده نهایت استفاده را ببرید.این دوره بهترین زمان برای بهتر کردن رژیم غذایی،ترک کردن عادت های بد وتناسب اندام می باشد.البته تمام این ها اراده قوی می خواهد اما سعی کنید حتماً با آنها روبرو شوید.
آذر ونوس بزودي خانه عوض مي كند و به خانه فروردين مي رود كه خانه عشق و بچه ها و خلاقيت است. اگر يك آذري مجرد هستيد ممكن است بزودي ديوانه وار عاشق شويد و شما از برداشتن اولين قدم تري هم نخواهيد داشت. در واقع، همه شما مي توانيد الهام بخش شروع كارهايي باشيد كه زندگي شما را غني تر مي كند. پس آذري عزيز شجاع، باشيد و بدنبال طلا برويد.
دی هم اكنون مركوري از علامت جدي به علامت دلو تغيير مكان داده است و اين يك خبر خوب در رابطه با مسائل مالي شماست. اگر كسي به شما مقروض است به طرز بسيار جالبي بدون اين كه عصباني شويد بدهي هاي عقب مانده پرداخت مي شوند.
بهمن امروز ونوس به طرف فروردین با عنصر آتش می رود و به قسمت ارتباط خواهر و برادر و همسایگان چارت شما مربوط می شود . در هفته های آینده به عقاید و پیشنهادات دیگران بیشتر علاقه مند می شوید و همینطور بسیار انعطاف پذیرتر از قبل می شوید . به نظر می رسد که بسیار خواستار کارهای اجتماعی وگروهی هستید و ارتباط جدید مجذوب کننده برقرار می کنید.
اسفند عطارد به برج دلو رانده شده است . بنابراین دومین یکشنبه در یک ردیف است . زمانی که شما انزوا و راحتی خانه را انتخاب کرده اید از هر نظر شما ممکن است شبیه به یک مجسمه باشید. اما خالق شما سلولهای خاکستری تان را اداره می کند این طور نیست. سه شنبه دهم بهمن 1391 :: 11:34 :: نويسنده : <-PostAuthor-
>
پادشاهي در يک شب سرد زمستان از قصرش خارج شد. درهنگام بازگشت سرباز پيري را ديد که با لباسي اندک در سرما نگهباني مي داد. از او پرسيد : آيا سردت نيست؟ نگهبان گفت : چرا اي پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم. پادشاه گفت : من الان داخل قصر مي روم و مي گويم يکي از لباس هاي گرمم را را برايت بياورند. نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد. صبح روز بعد جسد سرمازده پيرمرد را در حوالي قصر پيدا کردند، در حالي که در کنارش با خطي ناخوانا نوشته بود : اي پادشاه من هر شب با همين لباس کم سرما را تحمل مي کردم اما وعده ي لباس گرم تو مرا از پاي درآورد گاهي با يک قطره، ليواني لبريز مي شود گاهي با يک کلام قلبي آسوده و آرام مي گردد گاهي با يک بي مهري دلي مي شکند مراقب بعضي يک ها باشيم که در عين ناچيزي، همه چيزند سه شنبه دهم بهمن 1391 :: 11:19 :: نويسنده : <-PostAuthor-
>
ایستادهام توی صف ساندویچی که ناهار امروزم را سرپایی و در اسرع وقت بخورم و برگردم شرکت. از مواقعی که خوردن، فقط برای سیر شدن است و قرار نیست از آن چیزی که میجوی و میبلعی لذت ببری، بیزارم. به اعتقاد من حتی وقتی درب باک ماشین را باز میکنی تا معدهاش را از بنزین پر کنی، ماشین چنان لذتی میبرد و چنان کیفی میکند که اگر میتوانست چیزی بگوید، حداقلش یک "آخیش!" یا "به به!" بود. حالا من ایستادهام توی صف ساندویچی، فقط برای این که خودم را سیر کنم و بدون آخیش و به به برگردم سر کارم. سه شنبه دهم بهمن 1391 :: 11:14 :: نويسنده : <-PostAuthor-
>
نان حلال خيلي خيلي خوب است. من نان حلال را خيلي دوست دارم. ما بايد هميشه دنبال نان حلال باشيم. مثل آقا تقي. آقاتقي يك ماستبندي دارد. او هميشه پولِ آبِ مغازه را سر وقت ميدهد تا آبي كه در شيرها ميريزد و ماست ميبندد حلال باشد. آقا تقي ميگويد: آدم بايد يك لقمه نان حلال به زن و بچهاش بدهد تا فردا كه سرش را گذاشت روي زمين و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بيراه نباشد. یکشنبه یکم بهمن 1391 :: 22:33 :: نويسنده : <-PostAuthor-
>
سلامتی ِ اون همسر ِ جانباز ِ موجیای که بهش گفتن: چرا هر بار وایمیسی و از شوهرت ...کتک میخوری؟ . به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها ومشکلات به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن . سه شنبه بیست و ششم دی 1391 :: 21:11 :: نويسنده : <-PostAuthor-
>
فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید. جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید : آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است.کار را بر هیچ یک از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه کاری برای کاسبی وجود دارد ولی دوستی که از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای که از هم پاشید دیگر جمع نمیشود، سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد سه شنبه بیست و ششم دی 1391 :: 21:5 :: نويسنده : <-PostAuthor-
>
گابریل گارسیامارکز به سرطان لنفاوی مبتلاست و میداند عمر زیادی برایش باقی نیست. بخوانید چگونه در این نامه کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظی میکند: احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا. اگر میدانستم امروز آخرین روزی است که تو را میبینم، چنان محکم در آغوش میفشردمت تا حافظ روح تو گردم. اگر میدانستم این آخرین دقایقی است که تو را میبینم، چنان محکم در آغوش میفشردمت تا حافظ روح تو گردم. اگر میدانستم این آخرین دقایقی است که تو را میبینم، به تو میگفتم «دوستت دارم» و نمیپنداشتم تو خود این را میدانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلتها به ما دهد. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آنها کن. به دوستان و همهی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت. سه شنبه بیست و ششم دی 1391 :: 21:0 :: نويسنده : <-PostAuthor-
>
داستان سنگریزه ها (تفکر جانبی)روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد. سه شنبه بیست و ششم دی 1391 :: 20:35 :: نويسنده : <-PostAuthor-
>
داستان جالب (وقت رسیدن مرگ) نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش … مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت … مرده یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا … مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست.طبق لیست من الان نوبت توئه مرده گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر … مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره… توی شربت ۲ تا قرص خواب خیلی قوی ریخت … مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت… مرده وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد نوشت آخر لیست و منتظر شد تا مرگ بیدار شه … بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم ! نتیجه اخلاقی: سر هرکسی رو میشه کلاه گذاشت… الا سر مرگ…. سر مرگ رو تابحال هیچ کس نتونسته کلاه بگذاره… بیاییم با زنده ها هم … منصفانه رفتار کنیم تا به وقت رسیدن مرگ هم منصفانه بپذیریم که وقت رفتمونه و بی جهت تلاش مذبوحانه نکنیم ! موضوعات برچسبها
پيوندها
|
||
|
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی :
پیچک
|